Image is not available
Image is not available

آزمایشگاه تشخیص طبی الزهرا

Alzahra Medical Laboratory
Arrow
Arrow
Slider

مشخصات بیوشیمیایی hCG

hCG نوعی گلیکوپروتئین با بیشترین مقدار کربوهیدرات(۳۰ درصد) در میان همه هورمونهای انسانی است. جزء کربوهیدراتی هورمون و به ویژه اسید سیالیک انتهایی آن مولکول را درمقابل کاتابولیسم محافظت می کند.نیمه عمر پلاسمایی hCG کامل(۳۶ساعت) بسیار بیشتراز نیمه عمر پلاسماییLH (2ساعت) است. مولکولhCG ازدو زیر واحد غیر مشابه ساخته شده است که عبارتند از : زیر واحد الفا( دارای۹۲ اسید امینه) وزیر واحد بتا(دارای۱۴۵ اسید امینه).این دو زیر واحد با پیوندهای غیر کووالان به یکدیگر متصل شده اند.این زیر واحدها با کمک نیروهای الکترواستاتیک و هیدروفوبیک در کنار یکدیگر قرار گرفته اند.این هورمون از نظر ساختمانی به سه هورمون گلیکوپروتئینی دیگر یعنی LH,FSH,TSH شباهت دارد.توالی اسید امینه ای زیر واحدهای الفای این چهار گلیکوپروتئین یکسان است.زیر واحدهای بتا نیز شباهت هایی به هم دارند اما با توالی های اسید امینه ای مجزایی مشخص میشوند.

harmones of reproductive systems 51 638 6

 

بیوسنتز hCG

ساخت زنجیره های الفا و بتا بطور جداگانه تنظیم می شود.یک ژن تکی که در روی کروموزوم ۶ قرار دارد زیر واحدآلفای هر یک از چهار هورمون گلیکوپروتئینی(hCG,LH,FSH,TSH) را رمزگذاری میکند.هفت ژن جدا بر روی کروموزوم ۱۹ برای خانوادهB-hCG,B-LH وجود دارند.۶ عدد از این ژنها B-hCGویک ژن دیگر B-LH رارمزگذاری می کنند اما فقط ۳ژن B-hCG درمقادیر قابل توجه بروز می کنند.

هر دو زیر واحد آلفا و بتای hCG به صورت پیش سازهایی با وزن مولکولی بیشتر ساخته میشوند که اندوپپتیدازهای میکروزومی آنها را می شکنند.به محض این که hCG کامل مونتاژ شد مولکول به سرعت از طریق اگزوسیتوز گرانول های ترشحی از سلول آزاد می شود.

 hcg med 1

عملکرد هورمونHCG

در دوران حاملگي چندين عمل مختلف را انجام مي دهد. اين اعمال شامل تحريك توليد پروژسترون بوسيله سلولهاي جسم زرد و برقراري جريان خون كافي جهت جفت و تداوم رشد و تمايز جفت و جنين در دوران حاملگي مي باشد.

هر دو زیر واحد hCG برای اتصال طبیعی ان به گیرنده hCG-LH در جسم زرد و بیضه ضروری هستند.شناخته شده ترین عملکرد بیولوژیک hCG احیا و حفظ عملکرد جسم زرد یعنی تداوم تولید پروژسترون است.در زمانی از حاملگی مدتها بعد از خاتمه ترشح پروژسترون از جسم زرد در اثر تحریک hCG حداکثرغلظت hCG در پلاسما حاصل می شود به خصوص ساخت پروژسترون توسط جسم زرد تقریبا در هفته ۶ حاملگی علی رغم تداوم و افزایش تولید hCG شروع به کاهش می کند.

گنادوتروپین کوریونی ترشح تستوسترون توسط بیضه های جنین را تحریک می کند و تقریبا در همان زمانی از حاملگی که میزان ترشح hCG به بالاترین حد خود می رسد ترشح تستوسترون از بافت بیضه جنین نیز در بیشترین مقدار خود است.بنابراین در یک زمان بسیار مهم از تمایز جنسی جنین مذکر hCG که از سن سیشیوتروفوبلاست وارد پلاسمای جنین می شود به عنوان جانشینLH تکثیر سلول های لیدیگ بیضه جنین و ساخت تستوسترون را به منظور افزایش تمایز جنس مذکر تحریک می کند.

قبل از حدود روز ۱۱۰حاملگی هیچ نوع ساختار عروقی از هیپوتالاموس به هیپوفیز جنین نمی رود و بنابراین ترشح LH از هیپوفیز بسیار ناچیز است.hCG قبل ازاین زمان به عنوان LH عمل می کند.پس از این زمان همچنان که مقدار hCG کاهش می یابدLH هیپوفیزی درجات کمتری از قابلیت تحریک بیضه جنین را حفظ می کند. hCG غده تیروئید مادر را تحریک می کند.بعضی از ایزوفورم های اسیدی hCG فعالیت تیروئید را تحریک می کنند و بعضی از انواع قلیایی تر محرک برداشت ید نیز هستند. بنابراین این احتمال وجود دارد که hCG فعالیت تیروئید را از طریق گیرنده LH-hCG و نیز از طریق گیرندهTSH تحریک کند.

یکی دیگر از عملکردهای hCG تحریک ترشح ریلاکسین از جسم زرد است.گیرنده هایLH-hCG در میومتر و بافت عروقی رحم یافت شده اند و با توجه به این موضوع این تئوری مطرح شده است که hCG ممکن است در جهت پیشبرد اتساع عروق رحم و شل شدن عضله صاف میومتر عمل کند.

 

 the role that hcg and progesterone play in pregnancy

هورمون HCG هيپرگليكوزيله:

این هورمون موجب جايگزيني و رشد جفت در حاملگي مي گردد. اين هورمون همچنين سبب رشد و تهاجم بدخيمي هايي مانند نئوپلاسم هاي ترفوبلاستيك، مول مهاجم و كوريو كارسينوما مي گردد.

آزمایشات انسان (hCG)  و hCG free beta بهمراه با استریول غیرقابل کونژوگه و آلفا فتوپروتئین در آزمایش سه گانه و با افزودن inhibin-A در آزمون مارکر چهارگانه برای تشخیص سندرم داون در سه ماهه دوم بارداری بصورت محدود بکار می رود. Hyperglycosylated hCG (همچنین به عنوان آنتی ژن تروفوبلاست آنتی ژن تهاجمی یا ITA شناخته می شود) یک آزمایش جدید است. این  آزمایش به طور خاص یک نوع الیگوساکاراید hCG مرتبط با حاملگی سندرم داون را تشخیص می دهد. Hyperglycosylated hCG یک مارکر پایه جدید برای غربالگری سندرم داون در سه ماهه دوم بارداری است که اندازه گیری  آن می تواند عملکرد پروتکل های غربالگری سندرم داون را بهبود بخشد.

هورمون HCG هيپوفيزي:

این هورمون در طي سيكل قاعدگي توليد شده و به عمل هورمون LH كمك مي كند. در دوران يائسگي يا در حوالي آن مقدار زيادي از هورمون HCG هيپوفيزي در سرم مشاهده شده كه توسط آزمونهاي آزمايشگاهي قابل اندازه گيري مي باشد. اما HCG توليد شده پس از يائسگي عمل شناخته شده اي ندارد.

 

علل مثبت شدن آزمايشHCGدر زنان غير باردار:

برخي از خانم ها با وجود مثبت بودن آزمايش BhCG ممكن است واقعاً باردار نباشند. عده اي از آنها در سنين باروري هستند اما در سونوگرافي آنها ساك حاملگي مشاهده نمي شود. برخي از آنها هم مطمئن هستند كه باردار نيستند زيرا در دوران يائسگي قرار دارند. امروزه آزمون BhCG يك آزمايش معمول به عنوان بخشي از بررسي هاي قبل از جراحي، عكسبرداري، بستري شدن در بيمارستان يا انجام روشهاي تهاجمي (عليرغم توجه به سن بيمار) مي باشد.

 چندين دليل اساسي وجود دارد كه چرا خانمي ممكن است آزمايش مثبت HCG داشته باشد ولي باردار نباشد.

 

  •           HCGهيپوفيزي:

HCG هيپوفيزي به طور معمول و طبيعي و در مقادير بسيار كم در طي سيكل قاعدگي توليد مي شود . مقدار HCG هيپوفيزي در حدود ۱:۱۲۰  هورمون LH يا كمتر از    2IU/L است اين نوع HCG   فقط در طي سالهاي يائسگي توليد مي شود.

یکی از عوامل پیچیده و گیج‌کننده در تفسیر نتایج آزمایش hCG کشف اتفاقی مقادیر پایین و پایدار آن (Persistent low levels of hCG ) در افراد سالم یا مریض غیرحامله است. در منابع علمی منظور از مقادیر پایین و پایدار hCG در اکثر اوقات مقادیر hCG پایین‌تر از  50 IU/Lاست که با حداقل نوسان به‌مدت کمتر از ۶ ماه تا ۶ سال پایدار می‌ماند. افراد دارای غلظت پایین و پایدار hCG براساس واقعی بودن یا نبودن hCG به دو گروه زیر تقسیم می‌شوند:

  1. در افراد دارای hCG واقعی، منشاء hCG ترشح آن از غده‌ی هیپوفیز یا وجود بیماری‌های تروفوبلاستیک نهفته یا Quiescent gestational trophoblastic disease (QGTD) است.
  2. در  این گروه hCG غیرواقعی است که مثبت کاذب (False positive hCG) یا «خیالی» (Phantom hCG ) خوانده می‌شود.

افزایش hCG به مقدار اندک و پایدار به علل فوق، هیچ‌گونه پاسخی به درمان نمی‌دهد ولی باعث سوءتعبیر در آزمایش hCG و به‌نوبه‌ی خود منجر به درمان غیرضروری می‌شود. هنگاميكه زني يائسه مي گردد توليد استروژن و پروژسترون در او متوقف شده و آمنوره ميگردد. وقتي كه توليد استروژن كاهش يافت(در حوالي يائسگي) يا كاملا متوقف شد(در يائسگي) هورمون GnRH به طور قابل ملاحظه اي توليد LH ,FSH را توسط هيپوفيز تشديد نموده به همين دليل مقدارHCG هيپوفيزي از حالات قبلي بيشتر مي گردد.در دوران پيش از يائسگي و يا در يائسگي مقدار هورمون ممكن است 1-39 IU/mL  بوده كه قابل اندازه گيري با تمام روشها ي اندازه گيري HCG مي باشد LH هيپوفيزي IU/mL40-140 و FSH هيپوفيزي هميشه بيشتر از 30IU/mL  است. افزايش مقدار HCG ممكن است به طور طبيعي در افرادي كه در دوران يائسگي قرار دارند و يا در افرادي كه تاريخچه برداشتن تخمدان يا اووفروكتومي يا سالپينگو اووفروكتومي دوطرفه (تخمدان و لوله هاي فالوپ برداشته ميشوند) را دارند، مشاهده مي شود. اين افزايش مقدار HCG كاملاً عادي طبيعي و بي ضرر است. شناسايي منشاء HCG هيپوفيزي جهت حذف ساير حالات احتمالي توليد HCG (سرطانها و بيماريهاي ترفوبلاستيك) بسيار مهم است.

  •         بيماريهاي تروفوبلاستيك خاموش:

مول هيداتيفرم علت شايع سقط جنين است. بقاياي بافت مول هيداتيفرم در رحم اغلب نقاط ريز بافت بسيار تمايز يافته جفتي يا باقيمانده سلولهاي سينسيتيو تروفوبلاست هستند. اين نقاط بافتي بطور منظم توليد HCG نموده و پيش برنده تهاجم نيستند و HCG هيپرگليكوزيله توليد نمي كنند و فقط موجب مثبت شدن آزمايش HCG ميگردند. در بيشتر موارد نقاط ريز در مدت شش ماه سركوب شده و يا ناپديد مي گردند. اما در حدود ۱۰% موارد اين نقاط ريز رشد نموده و HCGهيپرگليكوزيله توليد كرده و سلولهاي سينسيتيو تروفوبلاست در آنها ظاهر شده و بدخيم مي گردند. در اين موارد مقدار HCG افزايش يافته و بيمار بايستي شيمي درماني گردد.

    سرطانها:

وقتي كه يك سرطان اوليه پيشرفت ميكند ميتواند موادي شبيه HCG را توليد كند. اين مواد همان زير واحد بتاي آزاد(Free B subunit) ) بوده كه در نمونه سرم قابل شناسايي است. محصول تجزيه زير واحد بتاي آزاد قطعه مركزيB (B core fragment) بوده كه در نمونه ادرار قابل شناسايي است.

    نئوپلاسم تروفوبلاستيك يا كوريو كارسينوما:

باقيماندن عميق سلولهاي سيتوتروفوبلاست (سلولهاي ريشه جفت) متعاقب زايمان و بعد از تولد جفت يا برداشتن مول هيداتيفرم به روش جراحي مي توانند تغییر شکل دهند، زيرا نمي توانند به سلولهاي سينسيتيو تروفوبلاست خوش خيم تبديل شوند. اين سلولها بعداً HCG هيپرگليكوزيله توليد می کنند كه موجب پيش برد تهاجم مي گردد. سلولهاي تروفوبلاست تغییر شکل یافته به رحم دست اندازي نموده و به كليه، ريه و مغز متاستاز مي دهند. نئوپلاسم تروفوبلاستيك حاملگي يا كوريوكارسينوما يكي از مهاجم ترين بيماريهاي بدخيم براي انسان است و به شيمي درماني پاسخ می دهد.

  •          سندرومHCGخانوادگي(Familial HCG Syndrome ):

اين سندروم جديداً كشف شده و يكي ديگر ازعلل مثبت شدن آزمايش HCG در غياب حاملگي است. مردان و زنان افزايش توليد HCG را از طريق ارثي كسب ميكنند. مقدار HCG سرمي در اين افراد از 1- 135 IU/L گزارش شده است. اين حالت در چندين زن و مرد در يك خانواده برادران و و در يكي از والدين وجود دارد.

  •          درمان باHCG

هنگاميكه  از HCG  به عنوان دارو جهت القا تخمك گذاري استفاده مي شود ، غلظت سرمي آن پس از تزريق ۵۰۰۰ واحد بين المللي HCG به 500 – 1000 IU/L رسيده و در طي ۱۲-۸ روز به كمتر از 5 IU/mL مي رسد.

  •          استفاده ازHCGبه عنوان مواد نيرو زا:

برخي از ورزشكاران ممكن است جهت دوپينگ از HCG براي تحريك توليد هورمونهاي استروئيدي استفاده مي كنند كه اين خود ممكن است سبب افزايش مقدار سرمي HCG گردد.

 نتايج مثبت كاذبHCG

اكثر كيت هاي تجاري براي شناسايي HCG بر پايه مدل ساندويچي بنا شده اند كه در آنها از دو آنتي بادي استفاده مي شود.. آنتي بادي اوليه و ثانويه ممكن است از موش يا بز گرفته شوند.

نتايج مثبت كاذب معمولا بواسطه وجود آنتي باديهاي هتروفيل در سرم بيماران ايجاد ميشود. آنتي باديهاي هتروفيل آنتي باديهاي انساني بر عليه آنتي باديهاي حيواني هستند. شناخته شده ترين آنتي بادي هاي تداخل كننده) HAMA (Human Anti Mouse Antibody مي باشد. اما آنتي بادي هاي ضد حيوانات ديگر مانند بز) (HAGA گوسفند (HASA ) خرگوش (HARA ) نيز ممكن است سبب تداخل گردند. آنتي بادي هاي هتروفيل با ايجاد پل بين آنتي بادي گيرنده و آشكار ساز موجب ايجاد واكنش مثبت كاذب مي گردند.

گزارشات نشان مي دهد كه سرم ۳۰تا۴۰ درصد افراد داراي آنتي باديهاي هتروفيل است.

روشهاي مختلفي جهت شناسايي تداخل ناشي از آنتي باديهاي هتروفيل در اندازه گيري HCG سرمي وجود دارد كه عبارتند از:

v    آزمايش مجدد نمونه با استفاده از يك كيت از همان روش يا با يك كيت از روش ديگر

v    تكرار نمونه گيري از بيمار

v    رقيق كردن سرم بيمار

v    آزمايش همزمان بر روي نمونه ادرار بيمار

v    اضافه كردن موادسدكننده آنتي باديهاي هتروفيل(Heterpphil antibody Blocking Agent):

v    اندازه گيري هورمونهاي LH,FSHبيمار

 4276 2525


 

منابع :

https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4910296/

https://www.livestrong.com/article/273822-what-causes-raised-hcg-levels/

http://americanpregnancy.org/while-pregnant/hcg-levels/

https://www.babymed.com/normal-hcg-blood-level-by-week-during-pregnancy

http://www.old-ib.bioninja.com.au/higher-level/topic-11-human-health-and/114-reproduction.html

https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC2936313/

https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/10585342

http://www.pregnancylab.net/pituitary-hcg/

 

 

بیماری ذخیره گلیکوژن نام عمومی برای حدود حداقل 10 اختلال ارثی کمیاب از ذخیره گلیکوژن در بافت های بدن است.شکل های گوناگون بیماری ذخیره گلیکوژن توسط اسامی عددی وبترتیب زمانی که این نقایص شناخته شده اند، دسته بندی می شوند. هر شکل بدلیل نقص آنزیمی خاص در متابولیسم گلیکوژن ،نقص کمی وکیفی را در ذخیره گلیکوژن ایجاد می کند. تعدادی از بیماری های ذخیره گلیکوژن بخوبی مشخص شده اند.دربیشتر موارد کبد تحت تاثیر قرار دارد ولی متابولیسم گلیکوژن در قلب و عضلات هم می تواند نقص داشته باشد.

 

نوع نام آنزیم معیوب اندام تحت   تاثیر گلیکوژن در اندام تحت ثاثیر علائم بالینی
I بیماری  فن گیرکه گلوکز ۶-فسفاتاز یا سیستم انتقال کبد و کلیه افزایش در مقدار,ساختار طبیعی تجمع گلیکوژن در کبد و سلول های توبول کلیه,  هیپو گلیسمی,  لاکتیک اسیدمی کتوزیس,  هیپرلیپمی
II بیماری پومپه ۴۱αو۶→۱αگلوکیداز لیزوزومی تمام اندامها افزایش قابل توجه در مقدار ساختر طبیعی تجمع گلیکوژن در لیزوزوم ها,  واریانت با شروع در جوانی,  ضعف عضلانی واریانت با شروع در بالغین و دیستروفی عضلانی
III بیماری کوری کمبود انزیم شاخه شکن ماهیچه و کبد افزایش درمقدار شاخه های خارجی کوتاهتر هیپوگلیسمی ناشتا, بزرگی کبد در نوزادی,
I V بیماری آندروسن کمبود آنزیم شاخه ساز۱ کبد و طحال مقدار طبیعی ,های خارجی بسیار طویل تجمع پلی ساکاریدها با نقاط انشعاب کم, بزرگ شدن کبد و طحال, مرگ بر اثر نارسایی قلب و کبد در سال اول تولد
V بیماری مک اردل انقباضات (اختلال میو فسفریلاز) کمبود فسفریلاز ماهیچه افزایش متوسط در مقدار,ساختار طبیعی توانایی محدود در انجام تمرین ورزشی سخت به علت درد عضله, بالا بودن گلیکوژن غیر طبیعی عضله(۵/۲ تا۴ %)وجود مقدار بسیار کم بعداز فعالیت
VI بیماری هرس کمبود فسفریلاز کبد افزایش در مقدار بزرگی کبد, تجمع گلیکوژن در کبد, هیپوگلیسمی ملایم ,عموما پیش آگهی خوب
VII بیماری tarui کمبود فسفو فروکتوکیناز ماهیچه افزایش در مقدار,ساختار طبیعی آنمی همولیتیک
VIII - کمبود فسفریلازکیناز کبد افزایش در مقدار,ساختار طبیعی VIمانند نوع
IX - کمبود فسفریلازکیناز کبد و ماهیچه افزایش در مقدار,ساختار طبیعی VIمانند نوع
X - کمبودپروتئین کیناز وابسته  cAMP به کبد افزایش در مقدار,ساختار طبیعی بزرگی کبد, تجمع گلیکوژن در کبد

بیماری ون ژیکه Von Girke's diseases))

ادگار فن گیرکه اولین بیماری ذخیره گلیکوژن را در سال 1929 شرح داد. فرد مبتلا به این بیماری بعلت بزرگ شدن قابل ملاحظه کبد ، شکم بسیار بزرگی دارد. هیپوگلایسمی  قابل توجه بین وعده های غذایی که به تزریق اپی نفرین و گلو کاگون  جواب نمی دهد از مشخصات این بیماری است.این بیماری معمول ترین نوع بیماری ذخیره گلیکوژن است که تیپ 1 نام داردو از نقص آنزیم گلوکز 6-فسفاتاز در کبد ،مخاط روده وکلیه ایجاد می شود.نقص ایجاد شده ممکن است ناشی از فقدان خود آنزیم(تیپIa )ویا فقدان ناقل گلوکز 6-فسفات(تیپ (Ibباشد.

گلوکز 6-فسفا ت توسط گلوکز 6-فسفاتاز موجود بر روی سطح لومنی شبکه اندوپلاسمی هیدرولیز می شود.در این پروسه سه ناقل درگیر هستند:T1-ناقلی که گلوکز 6-فسفات را به داخل لومن انتقال می دهد .T2- ناقل دیگر Pi  را بداخل سیتوسول برمی گرداند. T3- این ناقل گلوکز را بداخل سیتوزول برمی گرداند. اغلب بافت ها فاقد گلوکز 6-فسفات هستند،در نتیجه گلوکز 6-فسفات برای تولید ATP  در آن بافت ها باقی می ماند.بنابراین بیماری ون ژیکه نتیجه 3 موتاسیون  می تواند باشد:

  •     GSD Iaنتیجه موتاسیون ژن گلوکوز-6-فسفاتاز در کروموزوم17q21
  • GSDlb    نتیجه موتاسیون ژنSLC37A4   ویاG6PT1    ،از ژن های ناقل گلوکز -6- فسفاتاز
  • ·GSD lc    نتیجه موتاسیون ژنSLC17A3   ویا    SLC37A4

پاتوفیزیولوژی:

نقص گلوکز 6-فسفاتاز در حدود یک در 200000نفر اتفاق افتاده و بصورت اتوزومال مغلوب به ارث می رسد.این بیماری خود را بصورت هیپو گلایسمی ناشتا ، لاکتیک اسیدمی ،هیپر لیپیدمیا و هیپر اورمیا همراه با آرتریت نقرسی نشان می دهد.

  • هیپو گلایسمی نتیجه نقص گلوکز -6فسفاتاز است .کبد این بیماران مقدار کمی گلوکز آزاد می کند که در اثر فعالیت آنزیم شاخه شکن می باشد.وجود گلوکز 6-فسفات مازاد باعث تحریک افزایش گلیکولیز در کبد و در نتیجه بالا رفتن سطح پیروات و لاکتات درخون می شود.
  • لاکتیک اسیدمی به این دلیل بوجود می آید که کبد نمی تواند بطور موثر از اسید لاکتیک برای گلوکونئوژنز استفاده کند و بطور نامناسب در پاسخ به گلوکاگون اسید لاکتیک تولید می کند .
  • هیپر اورمی ممکن است بعلت تجزیه افزایش یافته پورین ها درکبد رخ دهد.
  • هیپرلیپیدمی ممکن است بعلت دسترسی بیشتربه اسید لاکتیک برای لیپوژنز  و بسیج لیپید از بافت چربی بعلت نسبت بالای گلوکاگون در پاسخ به هیپوگلایسمی ایجاد شود.

درمان:

 تغذیه مکرر و پرهیز از ناشتا بودن به منظور حفظ غلظت قند خون است.تامین گلوکزدر تمام طول روز ودر طول خواب با تزریق گلوکزتوسط یک لوله نازوگستریک به روده انجام می شود.

 nrendo.2010.189 f2

 

بیماری پمپه Pompes Disease))

تیپ 2 بیماری ذخیره گلیکوژن یا بیماری پمپه بعلت عدم وجود آنزیم آلفا1و 4-گلیکوزیداز (یا اسید مالتاز )که بطور معمول در لیزوزوم ها یافت می شود ،ایجاد می گردد. کمبود این آنزیم منجر به تجمع گلیکوژن در لیزوزوم های همه بافت ها می شود.بعلت برداشت گرانول های گلیکوژتیک توسط لیزوزوم ها و عدم هیدرولیز گرانول ها ،لیزوزوم ها در اعمال  خود دچار نقص می شوند. بدلیل اینکه سایر مسیر های سنتز و تجزیه گلیکوژن بدون نقص است ،اختلالات متابولیک همچون ون ژیکه دیده  نمی شود.

هیپوتومی شدید ، کاردیو مگالی گسترده و کاردیوپاتی ایجاد شده باعث می شود که بیمار در اول ماه های زندگی بعلت نقص قلبی فوت کند.شکلی از بیماری کا در هنگام بلوغ رخ میدهد سبب ضعف عضلانی شدید ،بخصوص در عضلات تنفسی دیافراگم شده و مرگ بدلیل عدم کفایت تنفس رخ می دهد.

بیماری بعلت موتاسیون در بازوی بلند کروموزوم17 در ژن17q25.2-q25.3 بوجود می آید ، که بیشتر ناشی از ترانسورژن(T → G) است که در محل پیرایش  RNA تداخل داردو مانع بیان ژن می گردد.

درمان:

در 28 آوریل 2006 ،  FDAو  BLAمیوزیم (alglucosidase alfa, rhGAA) اولین درمان برای بیماران پمپه را عرضه نمودند.درمان جدید پمپه Lumizyme نام دارد که تنها در مراحل سنتز با میوزیم تفاوت دارد.

 

 

بیماری کوریCori's Disease))

تیپ3 بیماری ذخیره گلیکوژن یا بیماری کوری بدلیل نقص آنزیم شاخه شکن گلیکوژن ایجاد می شود (آمیلو 1و6 گلیکوزیداز) . بیماری بصورت اتوزومال مغلوب به نسل بعد منتقل می شود.  بدلیل اینکه شاخه های بیرونی گلیکوژن توسط فسفریلاز برداشته می شوند، گلیکوژن تجمع پیدا می کند.هپاتومگالی اتفاق می افتد ولی با افزایش سن بیمار کاهش می یابد.علائم بیماری مانند بیماری ون ژیکه ولی بسیار ملایم هستند، زیرا گلوکونئوژنز تحت تاثیر نیست و هیپوگلایسمی و عوارض آن شدت یسیار کمتری دارد.

درمان: شامل پرهیز از هیپوگلیسمی با تغذیه مکرر بصورت پر پروتئین و پرهیز از دوره های طولانی ناشتایی است.

 

بیماری اندرسونAndersen's disease)  )

این بیماری حاصل نقص آنزیم شاخه ساز گلیکوژن است ((amylo-1,4-1,6 transglucosidaseکه منجر به تشکیل  اشکال غیر طبیعی گلیکوژن متشکل از زنجیره های بلند با انشعابات کم می شود که نمی تواند توسط آنزیم هایی که به طور طبیعی مسئول تجزیه گلیکوژن هستند ، شکسته می شود.نوزادان مبتلا در سال اول زندگی با هیپوتونی و عملکرد غیر طبیعی کبد متظاهر می شوند که سپس سریعاً به سمت نارسایی کبد پیشرفت می کند.

درمان: درمان موثری به غیر از امکان یک پیوند کبد وجود ندارد.

 

بیماری مک آردلMcArdle disease) (  

اشخاص مبتلا به بیماری مک آردل در سنین نوجوانی با گرفتگی عضلانی در هنگام ورزش مشخص می شوند.این بیماری در اثر نقص فسفریلاز عضله  که برای تجزیه گلیکوژن عضلانی لازم است،ایجاد می شود.درمان موثری وجود ندارد،اما در برخی از افراد مبتلا ، چنانکه ورزش ادامه یابد ، گرفتگی عضلانی تمایل به کاهش خواهد داشت که احتمالاً به دلیل در دسترس قرار گرفتن دیگر منابع انرژی از مسیرهای متابولیسمی جایگزین ، می باشد.

این بیماری بیشتر در سنین کودکی بروز پیدا می کند و علائم آن شبیه تیپ 1 می باشد.میوگلوبین اوریا و رابدومیولیز  در پی آسیب های جدی وارده به عضله ممکن است مشاهده شود.

درمان :

رژیم غذایی پرپروتئین وپرهیز از کار سنگین می تواند بیمار را به زندگی عادی برگرداند.

 

بیماری هرسHers disease)  )

فسفریلاز کبدی یک آنزیم مولتی مریک است که از زیر واحد هایی مجتمع شده است که توسط ژن های اتوزومی و وابسته به  X کد می شوند. نقص فسفریلاز کبدی تجزیه گلیکوژن را مسدود کرده و منجر می شود کودکان در دو سال اول زندگی هپاتو مگالی ،هیپوگلیسمی و نارسایی رشد نشان دهند.

درمان: شامل تامین کربوهیدرات می باشد که رشد را بهبود می بخشد.

 

بیماری تاروی Tarui disease))

بعلت کمبود آنزیم فسفوفروکتوکیناز که بصورت آتوزومال مغلوب به ارث می رسد بوجود می آید.نقص در زیر واحد M آنزیم در اریتروسیت ها و رابدومیوسیت ها مشهود است. هیپر اوریکمی شایع است.

بیمار در سنین اول زندگی بعلت میوپاتی گسترده فوت می کند.

 gds

منابع:

  • بیوشیمی بالینی هنری- دیویدسون ۲۰۱۷
  •  Tietz Fundamentals of Clinical Chemistry

 

fav

         نقص در آنزیم G6PD

چکیده

آنزیم گلوکز 6-فسفات دهیدروژناز ،اکسیداسیون گلوکز6-فسفات  به 6-فسفوگلوکونولاکتون  و احیای NADP+ را کاتالیز می کند و اولین آنزیم مسیر پنتوز فسفات است.این آنزیم از این نظرمهم است که مسیرپنتوز فسفات ، مسیر اصلی تولید NADPH در درون گلبول های قرمز خون است که برای حفظ گلوتاتیون در حالت احیاء و حفاظت سلول در مقابل پراکسیداسون لیپید وحفظ تمامیت غشاء لازم است.نقص در این آنزیم موجب کم خونی همولیتیک شدید پس از دریافت مواد اکسیدانت می شود. این نقص کنش متقابل محیط و وراثت را روی ایجاد بیماری نشان می دهد.بیش از سیصد گونه ژنتیکی از این آنزیم  که 516 اسید آمینه دارد شناخته شده است و این گونه ها مسئول دامنه وسیعی از عوارض هستند.

ساعات پاسخگویی
صبح ها : 7 الی 13:30
عصرها : 15 الی 20
آدرس :
خمینی شهر - خیابان شریعتی جنوبی - دارالشفاء حضرت زهرا (س)

عضویت در خبرنامه